|
بی تـــو این چشمه سار شب آرام، چشم گرینده ی اهوان است. بی تـــو این دشت سرشار، دوزخ جاودان است. بی تـــو مهتاب تنها ی دشتم بی تـــو خورشید سرد غروبم بی تـــو بی نام و بی سرگذشتم بی تـــو خاکسترم بی تـــو ای دوست بی تـــو این خانه تاریک و تنهاست بی تـــو خفته بر لب سخنهاست! بی تـــو خاکسترم بی تـــو ای دوست!
|