تبليغاتX
دلنوشته های یک پـسر تــرکمن

دلنوشته های یک پـسر تــرکمن

عشق من ملیحه

به راستی عــــــــشــــــق چیســـــــت؟؟؟

 

ازگل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن

از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت لرزیدن

از اسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن

از انسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان ندایی از درونش گفت جدایی

اگر ادمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی نگریست

لحظات را طی کردیم تا بهخوشبختی رسیدیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود

هر چیز دنیا شنیدنش بزرگتر از رسیدن به ان است و هر چیز از اخرت دیدن و رسیدن به ان بزرگتر شنیدن آن است

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم سکوت رافراموش نمی کردی

تمامیه ذرات وجودت عشق رافریاد میزد

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم  چشمهایم را میشستی

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم  نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

تا من بر سکوت نگاه تو

رازهایه یک عشقه زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

ای کاش می دانستی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم همه چیز را فدایم میکردی

همه چیزها که یه عمر بخاطرش رنج کشیدی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم

همه آن چیزها که در بندت کشیدی رها میکردی

غرورت را.....قلبت را......حرفت را

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم

دوستم می داشتی

همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد

کاش میدانستی که چقدردوستت دارم

و مرااز این عذاب رها میکردی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 5:13  توسط دانیال تنها  | 

عـــــــــــــکــــــس

Click to view full size image

Click to view full size image

بقیه عکس ها در ادامه مطلب... نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:21  توسط دانیال تنها  | 

حسرت دیدار

در حسرت دیدار تو آواره ترینم.....



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:9  توسط دانیال تنها  | 

سپیده عشق

آسمان همچو صفحه دل من

روشن از جلوه های مهتابست

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوشتر از خوابست

 

خیره بر سایه های وحشی بید

می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه

می نهم سربروی دفتر خویش

  

تن صدها ترانه می رقصد

در بلور ظریف آوایم

لذتی ناشناس و رویا رنگ

می دود همچو خون به رگ هایم

  

آه ... گوئی ز دخمه دل من

روح شبگرد مه گذر کرده

یا نسیمی در این ره متروک

دامن از عطر یاس تر کرده

  

بر لبم شعله های بوسه تو

می شکوفد چو لاله گرم نیاز

در خیالم ستاره ای پر نور

می درخشد میان هاله راز

  

ناشناسی درون سینه من

پنجه بر چنگ و رود می ساید

همره نغمه های موزونش

گوئیا بوی عود می آید 

 

آه ... باور نمی کنم که مرا

با تو پیوستنی چنین باشد

نگه آندو چشم شور افکن

سوی من گرم و دلنشین باشد

  

بی گمان زان جهان رویایی

زهره بر من فکنده دیده عشق

می نویسم بروی دفتر خویش

(( جاودان باشی ، سپیده عشق ))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:50  توسط دانیال تنها  | 

من از تو ممنونم

با یه نسیم پاک   ...   توم   ...   عین یه تیکه ماه

نشستی تو قلبم   ...   نشستی و موندی

از تب این خوبی   ...   دنیا رو لرزوندی

اومدی وقتی من   ...   یه دنیا غم داشتم

روی پلکهای خستم   ...   همیشه نم داشتم

اومدی فهمیدی   ...   من تو رو کم داشتم

فرشته بودی تو   ...   فرشته ی آواز

نگات یه عالمه نور   ...   چشات یه دنیا راز

قرار شده هرگز   ...   جدا نشیم از هم

با هم بریم بالا   ...   با هم بریم پرواز

تمام دنیامی   ...   صورتی و ساده

تو فکر من هر کس   ...   جاشو به تو داده

تو زندگی دادی   ...   به یه دل مرده

به اونکه تو عمرش   ...   ستاره نشمرده

حالا تو رو دیده   ...   حالا تو رو خواسته

تمام دنیاشو   ...   واسه تو آورده

تو قله سبز   ...   ترانه ی من باش

دلیل عشق من   ...   بهانه ی من باش

منو نترسون از   ...   رفتن و نموندن

همیشه آغوش   ...   شبانه من باش

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:25  توسط دانیال تنها  | 

شوک...

 

یه روز برفی از پیشم رفتی

 

با چشات گفتی دوباره


واست بهارم دل و میزارم


این تنها یادگاره


عشق تو شوک بود به قلب خستم


ببین که بی تو شکستم


نکنه بمیرم تو رو نبینم یخ کنه دستای خستم.


هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه


کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه


عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود


عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود
همیشه پاییز وقتی تو نباشی


قلبم بی تو این جا میگیره


بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا


نمیتونه جا تو بگیره


کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم


تا پیشم بمونی عزیزم


بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم


هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه


کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه


هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه


کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه


همیشه پاییز وقتی تو نباشی


قلبم بی تو این جا میگیره


بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا


نمیتونه جا تو بگیره


کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم


تا پیشم بمونی عزیزم


بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم


هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه


کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 18:14  توسط دانیال تنها  |