دوستت دارم...






دوستت دارم ملیحه























عشق من ملیحه
















به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان تنها این را تو بدان
تو بمان بامن ، تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب تو بتاب
من فدای تو ، تو به جای همه ی گلها بخند
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی ست آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
|
وقت بوییدن یاس
گاه در عالم افسردگی ام
عطر یک شاخه گل
یا که پرواز پرستو درباد
وزش ناز نسیم
یا که خوش رقصی ماهی در آب
لحظه ای میسازد
که در آن می میرد
نفس تیره نومیدی ها
به تو می اندیشم
به کدامین مانی؟
تو به آن شاخه گل؟
توبه آن ناز نسیم؟
توبه پروازپرستو درباد؟
یا به خوش رقصی ماهی در آب؟
به تو می اندیشم
می توانی آیا
که توهم، خالق آن
لحظه روشن باشی؟ |
|
در نگاهت چیزی است
که نمی دانم چیست
مثل بوی نم بعد از باران
مثل آرامش بعد از یک درد
مثل پیدا شدن یک واژه گم کرده
مثل کامل شدن یک شعر بلند ناقص .
من به آن محتاجم
به دو چشم مه آلود تو
و هنوز مثل آن لحظه خوب آغاز
من به خود می گویم
که هزاران سال است
می شناسم او را ... |
یعنی میشه یه روزم من و تو .....

سلام هستی من
وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی
دوستت داره.
وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش
تویی.
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به
صدات محتاجه.
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی
رو که توی دلت یه کلبه ساخته.
وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی
رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.
وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که
دستاش در ارزوی دستاته.
وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که
هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند.
وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش
مملو ازعشق پاک تو است.
ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم
می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ
توست.
ارزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست
آوردن توست گلم.
دلم می خواد بهش بگم دوستش دارم خیلی زیاد
بگم کنارم بمونه هر جا می رم با هام بیاد
دلم می خواد یه آسمون براش شقایق بیارم
بیاد کنارم بشینه سر روی شونش بزارم
دلم می خواد بهش بگم کنار اون غم ندارم
اگه همش پیشم باشه هچی دیگه کم ندارم
دلم می خواد واسه چشاش قاب طلایی بسازم
فقط خودم نگاش کنم تو داغ چشماش بسوزم
دلم می خواد بهش بگم بسته بیا کنار من
تنهایی سخت می دونی بیا تو شو بهار من

زیباترین تصویری که در زندگیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود...
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتن تو بود ...
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ...
زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود ...
زیباترین لحظه زندگیم لحظه ی با تو بودن بود...
زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود...
زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود...
زیباترین اعترافم...عشق تو بود
















زندگی گل زردیست به نام غم
![]()
فریاد سیاهیست به نام آه
رشته کوهی ست به نام آرزو
و رودخانه ایست به نام عشق
که به دریای صفا میریزد
زندگی یعنی عشق , محبت , امید , آرزو
![]()
که در آخر به بیابانی به نام وداع منتهی می شود
چه غـــریبونه نشستم چشم به راهت تـک و تـنها
چه کنم وقتی نیستی منم و دنیای غــــــم ها
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود
در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود
من عاشق واو زعشق من بی خـبر است
ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود.
چه سکوتی حکم فرما شده است
ساعت 1:37 بامداد است
به نقطه ای خيره شده ام و انگشاتنم بی ارده حرکت ميکنند
گويی ميخواهند غم دلم را روي صفحه بريزند، اما نمي شود
حائلی اين ميان است، حائل جسم
غمی که در دل دارم را مي نويسم، غم فراق را، سعی مي کنم، راستی آيا مي توان فراق را نوشت؟
آيا مي توان احساس را خط خطی کرد؟
آيا مي توان همه چيز را بر کاغذ آورد؟
نه، نه نمی شود، نمی شود...
"اگر احساس مي گنجيد در شعر
بجز خاکستر از دفتر نمی ماند"
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو![]()
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!! ![]()
عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود![]()
وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن