|
كاش يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم دور از نگاه آدما هر دومون عاشق مي شديم
كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم باد كه تو دريا مي وزيد ما هم پريشون مي شديم
كاش يه ماهي قشنگ برامون فال ميگرفت برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت
با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم
شب كه مي شد امانت فرشته ها رو مي داديم چشمامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم
كاش تو درياي قشنگ خواب شقايق مي ديديم خواب دو تا مسافر و عشق و يه عاشق مي ديدیم
كاش مي شد نيمه شب با همديگه دعا كنيم خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
بگيم خداي مهربون ما رو از هم جدا نكن هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
كاش مي شد جدايي رو يه جايي پنهون بكنيم خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بكنيم
كاش مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود كاش هيچ كسي اونجا نبود
تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميش
|