تبليغاتX
دلنوشته های یک پـسر تــرکمن

دلنوشته های یک پـسر تــرکمن

عشق من ملیحه

چرا چشمهایت همیشه بارانیست؟

چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد

 چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟

 چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟

اما افسوس ... هيچ كس نبود

 هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .

 اري با تو هستم . ..

با تويي كه از كنارم گذشتي...

 و حتي يك بار هم نپرسيدي

 چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 4:14  توسط دانیال تنها  | 

پایان راه چیست؟؟؟

 

عشق واقعی چگونه ستایشت کنم

 

در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

 

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

 

بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

 

 چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای

 

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

 

تو هوای دلم را با طراوت کردی

 

 زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم

 

پس بدان دوستت دارم

 

گرچه پایان راه را نمیدانم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 4:12  توسط دانیال تنها  |