|
ازگل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن
از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت لرزیدن
از اسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن
از انسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان ندایی از درونش گفت جدایی
اگر ادمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی نگریست
لحظات را طی کردیم تا بهخوشبختی رسیدیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود
هر چیز دنیا شنیدنش بزرگتر از رسیدن به ان است و هر چیز از اخرت دیدن و رسیدن به ان بزرگتر شنیدن آن است
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم سکوت رافراموش نمی کردی
تمامیه ذرات وجودت عشق رافریاد میزد
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم چشمهایم را میشستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهایه یک عشقه زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم همه چیز را فدایم میکردی
همه چیزها که یه عمر بخاطرش رنج کشیدی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم
همه آن چیزها که در بندت کشیدی رها میکردی
غرورت را.....قلبت را......حرفت را
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش میدانستی که چقدردوستت دارم
و مرااز این عذاب رها میکردی
|