تبليغاتX
کلبه تنهایی پسر عاشق

ÏÎÊÑÇä ÇíÑÇäí äÇÒÊÑíä Ú˜ÓåÇí ÇíÑÇäí

Ú˜ÓåÇí ÎÝä ÇíÑÇäí

äÇÒÊÑíä Ú˜ÓåÇí ÇíÑÇäí

äÇÒÊÑíä Ú˜ÓåÇí ÎÇÑÌí

Ú˜Ó åÇí ÎÇÑÌí

˜áí Ú˜ÓåÇí ÎÝä ÇíÑÇäí åÇí ÇíÑÇäí

˜áíåÇí ÇíÑÇäí

کلبه تنهایی پسر عاشق

عشق من ملیحه


افسوس عمر گذشتـــه...

 

 افسوس واسه عمر گذشته

                             و واسه بغضی که تو گلوم نشسته افسوس....


دوشنبه دوم آذر 1388 |

شراب عشقت

دستهایت را بسویم باز کن

  حقیقت وجودت را برایم معنا کن  دستهایت را بسویم باز کن

  حقیقت وجودت را برایم معنا کن

  اجازه بده از شراب عشقت بنوشم

  مستم کن و از تنهایی دورم  کن

  تنهای تنهایم.....

  سکوت آزار دهنده ای توی وجودمِ

  تنهاترین من

  تنهای تنهایم.....

  دستهای خالی مرا بگیر

  مهربانترین من

  تنهاترینم من

  با لبخندهایت سکوتم را بشکن

  با دستهایت از تنهایی دورم کن

  با چشم هایت مرا با زندگی آشتی بده

  تنهای تنهایم.....

  با من بمان


جمعه بیست و نهم آبان 1388 |

اگه با دیدن من غم تو دلت جا می گیره

اگه با دیدن من غم تو دلت جا می گیره ، می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره ، اگه با بودن من باغ تو ویرونه می شه ، می میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه می شه .

  سرنوشت ننوشت اگر نوشت بد نوشت اما اینو بدون سرنوشت رو نمی شه از سر نوشت 

    میگن واسه عشق باید دنیا رو داد تو که دنیای منی باید چیکار کنم؟  


جمعه بیست و دوم آبان 1388 |

گل آفتاب گردون

غروب شد گل آفتابگردون تو آسمون دنبال خورشید میگشت یه ستاره بهش چشمک

زد اماگل سرش رو انداخت پایین میدونی چرا؟

چون گل ها هیچ وقت خیانت نمیکنند.

گریه هایم بیصداست   تنهاییم بی انتهاست 

ردپایه اشکهایم را بگیر                                   تا بدانی خانه ی عاشق کجاست


جمعه بیست و دوم آبان 1388 |

از زبان ساده یه من

من عاشق فصل پاییز و زمستونم چون وقتی بارون میاد دوست دارم با یک دوست راه برم قدم بزنم حرف بزنم یک دوست که از ته دل دوست داشته باشمش  یک دوست که ارزش بیشتر از جان داشته باشه تا بتونم جونم رو فداش کنم

هر منتظرتم تو که بی وفایی ولی  من سر قولم هستم همیشه دوست دارم این رو هم میدونم تو هم سر قولت هستی یعنی امیدوارم که باشی کاش میتونستی این جمله ها رو بخونی 

                                                    دوست دارم عشق همیشگی من


جمعه بیست و دوم آبان 1388 |

بـــــــــــــــهار زنــــــــــــدگی

 

به اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی

زمانه گر خــــــزان شود تـویی بــــــــهار زنــدگی

به پـــــاکی دلــــت قــــــــسم که دل ز تـــــــو نمی کشم

که تــــــــــکیه گاه من تـــــــــویی در این بـــــــــــــــهار زنــــــــــــدگی


دوشنبه هجدهم آبان 1388 |

هیچ دعایی نیست که مستجاب نشود...

 

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد :

او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.

او می گوید نه وچیز بهتری به تو می دهد.

او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.


یکشنبه هفدهم آبان 1388 |

وقتی...

 

وقتی که گریه کردیم گفتن بچه ای

وقتی خندیدیم گفتن دیوونه ای

وقتی جدی بودیم گفتن مغروری

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش

وقتی سنگین بودیم گفتن افسرده ای

وقتی حرف زدیم گفتن پر حرفی

و وقتی ساکت شدیم گفتن: عاشقی!!!


یکشنبه هفدهم آبان 1388 |

دوســـت دارم......


سه شنبه پنجم آبان 1388 |

در کنارم باش

با تو الفبای عشق را آموختم

                 ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم

                 به تو و کلبه عشقمان بالیدم

تو همه گمشده ام شدی

حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت آرامش بیابم

ملیحه با همه وجودم دوست دارم


شنبه بیست و سوم خرداد 1388 |

نوای دل...

 

به کجا میروی ای عشق؟

به کجا؟

صدای قلب مرا بشنو

و به سویم بیا

که همانا ساز دلم با نوای قلبت یکیست

و این دل تا ابد برای تو میسازد

و برای تو میسوزد

به سویم بیا ...

که این ساز شکسته خوش نوایی دارد

عشقم تا آخر عمرم باهاتم

 


شنبه بیست و سوم خرداد 1388 |

چه ســـخـت بـــود درد عـــــشــقـی که کشــــــیدم...

 

گفتم نرو پرپر میشم گفتی: میخوام رها باشم گفتم: آخه عاشق شدم گفتی:میخوام

تنها باشم گفتم: دلم گفتی: بسوز گفتی: یه عمری باز هنوز گفتم: پس عمرم چی

میشه گفتی: هدر شد شب و روز گفتم: آخه داغون میشم گفتی: به من خوش

میگذره گفتم: بیا چشمام تویی گفتی: آخر کی میخره گفتم: منو جنس میبینی

گفتی: آره بی قیمتی گفتم: یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم: صدام

میمیره باز گفتی: با درد بسوز بساز گفتم : حالا که پیر شدم گفتی: که از تو سیر

شدم...


پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 |

باید بــــــــــرم ...

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!


پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 |

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

اشك در چشمان من طوفان غم دارد

ولي خنده برلب ميزنم تا كس نداند درد من

تورا جز سختي راهت غمي نيست

درون كوله بارت ماتمي نيست

بدان دوري زتودرد كمي نيست

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com


پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 |

بی تـــو

 

بی تـــو این چشمه سار شب آرام، چشم گرینده ی اهوان است.
بی تـــو این دشت سرشار، دوزخ جاودان است.
بی تـــو مهتاب تنها ی دشتم
بی تـــو خورشید سرد غروبم
بی تـــو بی نام و بی سرگذشتم
بی تـــو خاکسترم
بی تـــو ای دوست
بی تـــو این خانه تاریک و تنهاست
بی تـــو خفته بر لب سخنهاست!
بی تـــو خاکسترم
بی تـــو ای دوست!


یکشنبه دهم خرداد 1388 |

به راستی عــــــــشــــــق چیســـــــت؟؟؟

 

ازگل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن

از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت لرزیدن

از اسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن

از انسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان ندایی از درونش گفت جدایی

اگر ادمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی نگریست

لحظات را طی کردیم تا بهخوشبختی رسیدیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود

هر چیز دنیا شنیدنش بزرگتر از رسیدن به ان است و هر چیز از اخرت دیدن و رسیدن به ان بزرگتر شنیدن آن است

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم سکوت رافراموش نمی کردی

تمامیه ذرات وجودت عشق رافریاد میزد

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم  چشمهایم را میشستی

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم  نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

تا من بر سکوت نگاه تو

رازهایه یک عشقه زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

ای کاش می دانستی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم همه چیز را فدایم میکردی

همه چیزها که یه عمر بخاطرش رنج کشیدی

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم

همه آن چیزها که در بندت کشیدی رها میکردی

غرورت را.....قلبت را......حرفت را

اگر میدانستی که چقدردوستت دارم

دوستم می داشتی

همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد

کاش میدانستی که چقدردوستت دارم

و مرااز این عذاب رها میکردی


یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 |

عـــــــــــــکــــــس

Click to view full size image

Click to view full size image

بقیه عکس ها در ادامه مطلب... نظر یادتون نره



ÇÏÇãå ãØáÈ

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 |

حسرت دیدار

در حسرت دیدار تو آواره ترینم.....


یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 |

سپیده عشق

آسمان همچو صفحه دل من

روشن از جلوه های مهتابست

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوشتر از خوابست

 

خیره بر سایه های وحشی بید

می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه

می نهم سربروی دفتر خویش

  

تن صدها ترانه می رقصد

در بلور ظریف آوایم

لذتی ناشناس و رویا رنگ

می دود همچو خون به رگ هایم

  

آه ... گوئی ز دخمه دل من

روح شبگرد مه گذر کرده

یا نسیمی در این ره متروک

دامن از عطر یاس تر کرده

  

بر لبم شعله های بوسه تو

می شکوفد چو لاله گرم نیاز

در خیالم ستاره ای پر نور

می درخشد میان هاله راز

  

ناشناسی درون سینه من

پنجه بر چنگ و رود می ساید

همره نغمه های موزونش

گوئیا بوی عود می آید 

 

آه ... باور نمی کنم که مرا

با تو پیوستنی چنین باشد

نگه آندو چشم شور افکن

سوی من گرم و دلنشین باشد

  

بی گمان زان جهان رویایی

زهره بر من فکنده دیده عشق

می نویسم بروی دفتر خویش

(( جاودان باشی ، سپیده عشق ))


جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 |

من از تو ممنونم

با یه نسیم پاک   ...   توم   ...   عین یه تیکه ماه

نشستی تو قلبم   ...   نشستی و موندی

از تب این خوبی   ...   دنیا رو لرزوندی

اومدی وقتی من   ...   یه دنیا غم داشتم

روی پلکهای خستم   ...   همیشه نم داشتم

اومدی فهمیدی   ...   من تو رو کم داشتم

فرشته بودی تو   ...   فرشته ی آواز

نگات یه عالمه نور   ...   چشات یه دنیا راز

قرار شده هرگز   ...   جدا نشیم از هم

با هم بریم بالا   ...   با هم بریم پرواز

تمام دنیامی   ...   صورتی و ساده

تو فکر من هر کس   ...   جاشو به تو داده

تو زندگی دادی   ...   به یه دل مرده

به اونکه تو عمرش   ...   ستاره نشمرده

حالا تو رو دیده   ...   حالا تو رو خواسته

تمام دنیاشو   ...   واسه تو آورده

تو قله سبز   ...   ترانه ی من باش

دلیل عشق من   ...   بهانه ی من باش

منو نترسون از   ...   رفتن و نموندن

همیشه آغوش   ...   شبانه من باش


دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 |



ساده بگویم، نگاه زاده علاقه است..!!!
www.danialtanha.orq.ir
یه سری هم به پروفایلم بزنید اینم آدرسش
http://danealtanha.blogfa.com/profile

daneal_nm@yahoo.com
äÇÒÊÑíä Ú˜ÓåÇí ÇíÑÇäí

آذر 1388
آبان 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

افسوس عمر گذشتـــه...
شراب عشقت
اگه با دیدن من غم تو دلت جا می گیره
گل آفتاب گردون
از زبان ساده یه من
بـــــــــــــــهار زنــــــــــــدگی
هیچ دعایی نیست که مستجاب نشود...
وقتی...
دوســـت دارم......
در کنارم باش

پروفايلم
کافه عشق
دل شیشه ای
کارت پستال
بیلی کوه
سایت اطلاع رسانی گنبد(اخبار)
خاطرات ترک خورده (مرضیه)
ترکمن صحرا...
ترکمن- قیز*
هاتیجا...
دانلود کلیپ ،عکس بازیگران و.....
گنـبـد مـــوزيك
ترانه خوان عشق
یک عشق،یک دروغ(ماتینا)
(تقدیم به تمام عاشقان )
پایگاه اطلاع رسانی شهرستان آقلا
پایگاه خبر رسانی ترکمنهای ایران
وب نوشته های مرجن
من یک گنبدی هستم

RSS 2.0

ÝÇá ÍÇÝÙ

Ìæ˜ æ ÇÓ Çã ÇÓ

ÞÇáÈ åÇí äÇÒÊÑíä

äÇÒÊÑíä Ú˜ÓåÇí ÇíÑÇäí